|
|
|
|
فرار از واقعیت !!!! http://fara-vaghei.blogfa.com ************************* نوروز باستانی شاد باد
Happy Nowruz, Iranian New year Celebration
+ تاريخ سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 0:0 نويسنده یک دوست |
***********اون دروغ هم به نظرم منطقی بود تو اون موقعیت
چون خیلی راحت می تونست خودش رو از اون حالت نجات بده هر هس دیگه ای هم این کارو تو این موقعیت انجام می ده البته تو پرانتز*********** دروغ گفتن نادر **قابل قبول نیست** در رابطه با دیه سیمین مجبورش کرد که بده سمین با گفتگومیخواست مسائل حل کنه به نادر گفت که دخترش در حال بلوغه اگه تو ندی من ماشینمو میفروشم دخترم برام اهمیت داره ............................................................... زنه به امام حسین وامام زمان قسم میخوره چرا باور نمیکنه تهمت در قران چه حکمی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ ........................................................ بهش میگه که به قران قسم بخورکه من باعث افتادن بچت شدم چطور الان باور میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ ............................................................. منافع و پیشرفت خودش رو می دیدواین وسط از دخترش برای پیشبرد کار خودش استفاده کرد)************** به فکر منافش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو دادگا سمین چه گفت؟گفت که حاجاقا من ترجیح میدم دخترم تو این شرایط بزگ نشه سمین این همه کارو برای دخترش کرد دخترش بعد دروغ گفتن به قاضی رفت خونه تو بغل مادرش گریه کرد دخترش پیش مادرش آرمش رو حس میکرد وداشت ولی نادر همش استرس وارد میکرد به سیمین میگفت که میخوام مثل تو ترسو بار نیاد جا بزنی بری سمین ترسو بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// آخر فیلم که دخترش میخواست تصمیم بگیره به نظرت کدومی یکی رو انتخاب میکرد مارشو یا پدرشو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// + تاريخ جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 15:21 نويسنده یک دوست | توسعه نیافتگی یعنی، تلفن عمومی که از ماه های قبل در کنار خیابان خراب شده و قابل استفاده نیست.شبکه ی فاضلاب های گرفته شده، مصالح ساختمانی دزدیده شده، کارمندان رشوه بگیر و نالایق، صف های طولانی مردم در برابر ادارات و مغازه ها( و البته امروزه صف بنزین و گاز)، ملاقات از قبل تعیین شده با یک ساعت تأخیر بدون هیچ عذر خواهی، پارتی بازی و خویش و قوم گرایی مسئولین، عقده ی خود بزرگ بینی تازه به دوران رسیده ها، دولت مردان و سیاست مردان بی تجربه و ناشی که به جای برداشتن گام های مثبت در جهت ارتقای سطح زندگی مردم خودشان، برای رهبران و مردم جهان تصالح و برنامه ارائه می دهند.اتومبیل سواری که با در بغل داشتن کودک خردسالش چراغ قرمز را رد می کند، راننده ای شیشه ی ماشین گران قیمت خود را پایین می کشد و آب دهان خود را بیرون می اندازد و ...
"جامعه شناسی کشور های اسلامی" + تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 18:36 نويسنده یک دوست |درو دیوار دانشگاه پر شده از کاغذایی که به دختران هشدار میده پوشش اسلامی رو رعایت کنید و امنیت خاطر دیگران رو مخدوش نکنید...!!! چند روز قبل سر کلاس یه بحثی درباره میل به نوگرایی وسنت شکنیه جوون ها شد.جدا ازینکه دخترای کلاسمون اعلام کردن که هیچ مشکلی با خانواده هاشون ندارن و ارزش هاشون مطابق ارزش های خانواده هاشونه نکته ای که ذهن من رو اذیت کرد سخن گرانبهای یکی از پسر های کلاس بود که در جواب حرف های من گفت: کسی مجبورت نکرده اینطوری زندگی کنی.هر کاری دوسداری انجام بده. من فقط الان حسرت می خورم که چرا بهش نگفتم: کاش یه دختر شهرستانی بودی تا متوجه ی سنگینی حرفت می شدی.
همیشه همینطوره.حرف زدن راحت تر از رفتار کردنه. من خودم درباره ی آزادی آدما خیلی شعار میدم...اما گاهی واقعا اگه بخوای هم توو این جامعه با همین ادما زندگی کنی و هم برا خوده خودت زندگی کنی به یه تناقض بزرگ میرسی...مگر اینکه از هفت دولت آزاد باشی که اونم گاو نر می خواد و ... انسان مه آلود از روی حوض کاشی گذشت و گریان سویم پرید شب پنجره شکست و فرو ریخت: لولوی شیشه ها شیشه ی عمرش شکسته بود. جدایی نادر از سیمین برای من چیز خاصی برای گفتن نداشت.فقط بازی قویی داشت.حوالی اتوبان بیشتر من رو درگیر خودش کرد.مضمونش برای من جذاب تر بود. بنظر من این فیلم فقط یه تأکیدی چندهزار باره بر برتری فکری مرد ها نسبت به زن ها بود... اگه بازی قویش رو کنار بذارم چیزه دیگه ای برای گفتن به من نداشت .
تعطیلات تموم شد و من فردا راهیه خوابگاه می شم. هیچ نکته ی مثبتی این تعطیلات به همراه نداشت که قابل ذکر باشه. از فرداشب باید شروع کنم تمرین انسان بودن رو!!! دلم برا کتاب تنگ شده...تنبلی داره از سرو روم میباره. دلم برا یکسی هم تنگ شده... هییییییییی.یادش خودش افتادم. + تاريخ شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 23:17 نويسنده یک دوست | |
|